سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
408
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
بايع مستلزم تصرف در مال شريك نيست پس وجهى براى اذن به نظر نمىرسد . بلى : در صورتى كه مبيع از اموال منقوله باشد بملاحظه اينكه قبض در منقولات بنقل آنها است و نقل نيز تصرف در مال شريك است لاجرم اين امر منجر به تصرف در ملك شريك بوده كه در جواز آن اذن او شرط است . حال در اين فرض اگر مشترى از اذن امتناع ورزيد به حاكم رجوع كنند تا وى كسى را جهت قبض تمام مبيع بگمارد و بعد از تعيين شخص مزبور چنانچه گفته شد او تمام مبيع را در قبض خود بگيرد البته بعضى از آن را بعنوان امانت ( چون ملكن شريك است ) و مقدار ديگرش را به جهت بيع ( چون ملك مشترى است ) . بعضى از فقهاء فرمودهاند : اگر شريك از دادن اذن امتناع ورزيد در تحقق قبض مجرد تخليه كافيست گرچه در فرض قبل از امتناع تنها آن كافى نبوده و اذن لازم و شرط مىباشد . قوله : ففى توقفه : ضمير در [ توقفه ] به تحقق قبض رجوع مىكند . قوله : لعدم استلزامه التصرف : ضمير در [ استلزامه ] به قبض عود مىكند . قوله : لو كان منقولا توقف على اذنه : ضمير در [ كان ] به مبيع و در [ اذنه ] به شريك راجع است . قوله : لافتقار قبضه الى التصرف بالنقل : ضمير در [ قبضه ]